أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
95
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
پيمود ، عقد پروين مسافران را از خوشه توشه داد و مشترى جهت امنيّت راه شبروان چراغ به يك گوشه نهاد و از پردهگشايى باز ايستاد . مثنوى شبى چون روز روشن در سعادت * دليل اهل دولت بر سعادت شبى روشنتر از روز دلافروز * به معنى غمزدا چون روز نوروز پى شب رفتن احباب بىقيل * كشيده چشم اعداء را شُهب ميل امراء صلاح در آن ديدند كه مشاعل افراخته و خرمن پندار اعداء را به شعلهء آن نابود ساخته فانوسهاى رنگين آراسته و سوزش دل پركين ايشان را به آن خواسته در خيمهها شمع افروخته و ايشان را در خيال فاسد سوخته : مثنوى به هر خيمهاى شمع در اشتعال * به صورت چو فانوسهاى خيال سوى خيمهء شه چو كردى نظر * چو ديدى در آن شمع را مستقر خيال عدو آنكه شاه جهان * چو مه گشته در ابر روشن نهان خاطر بر اين معنى قرار داده و مردم لشكر منصور را جار كرده به عزّ و اقبال پاى سعادت و اجلال را در ركاب دولت بىهمال آورده عزيمت فرمود و آن جماعت كه در پرتو دولت آفتاباشاعت كمر انقياد و اطاعت بر ميان قوت و استطاعت بسته بودند فرقهء قراداغى و گروه طالش و زمرهاى از شاملو و جمعى روميّهء ذو القدرلو [ 119 ] بودند كه طريق خدمتكارى و جانسپارى را به قدوم اقبال و بختيارى مىپيمودند و الحقّ به حكم سابقهء « وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ » « 1 » حالا هريك را از امّهات امارت نشانه از مراتب عاليه و عواطف متعاليّهء متواليّه يوما فيوما دولت بىكرانهاى است . و چون سلطان حسين از عزيمت دور از شين همايون و نهضت با يمن و شكون خبر يافت از عقب مطلقا نشتافت تا اندك زمانى كه در قطع بوادى و طىّ مسافتى بگذشت حوالى چخور سعد مخيّم نزول عساكر فرخندهمآثر گشت .
--> ( 1 ) . واقعه ( 56 ) آيات 10 و 11 . « آنها كه سبقت جسته بودند و اينك پيش افتادهاند ، اينان مقربانند » .